دلتنگی ...
ابر نیست تا از چشمانم ببارد ...
یا آه ....
که از سینه ی درد بر آید
پر پر میزند
پرنده ی جان به سرِ قلبم
در مدار بسته ی این کالبد خاکی
تا گاهِ وصال معشوق
در هوای آخرین قرارگاه بی قراری .
آرشید
برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 18:18
بهار و تابستانم یکی می شد ...
وقتی میوه ی خورشید می چیدم
از شکوفه زار بوسه های داغ تو ...
آرشید
برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 18:18